ابزارهای تفکر سیستمی؛ شش مفهوم اصلی و مهم برای تفکر سیستمی

shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران – کلمات دارای قدرت هستند. فکر و ذهن انسان نیز قدرت خلق و تغییر پدیده‌ها را دارد. امروزه بسیاری از اندیشمندان این موضوع را پذیرفته اند که تفکر انسان و ذهن بشر قادر است تا باعث تغییرات فیزیکی و واقعی شود. در صورتی که شما هم از کسانی هستید که این موضوع را میپذیرید لازم است تا با عنوان “تفکر سیستمی” آشنا شوید.

در این مطلب ما به بیان مفهوم تفکر سیستمی و نیز مبانی اصلی آن خواهیم پرداخت. این نوشته حاصل هزاران ساعت کارگاه آموزشی در خصوص تفکر سیستمی، پایداری و طراحی سیستم طی سالها فعالیت نویسنده است.

1- به هم پیوستگی (Interconnectedness):

تفکر سیستمی نیازمند تغییر نگاه خطی به دایره‌ای در ذهن دارد. اصل اساسی این است که همه چیز به هم پیوسته است. این پیوستگی به شکلی معنوی نبوده و معتقدیم که همبستگی اجزا و پدیده‌ها در دنیا به شکل زیستی، واقعی و حقیقی است.

در اصل، همه چیز برای بقا به چیز دیگری متکی است. مثلاً انسان‌ها برای حفظ حیات خود به غذا، هوا و آب نیاز دارند و درختان برای شکوفایی به دی اکسید کربن و نور خورشید محتاجند. پس همه چیز برای زنده ماندن، به مجموعه‌ای از چیزهای دیگر نیازمند است. این نیازمندی در مورد اشیاء بی جان نیز صادق است. مثلاً یک صندلی برای ساخته شدن به یک درخت نیاز دارد و یک تلفن همراه برای تأمین انرژی نیاز به نیروی برق دارد. بنابراین وقتی از منظر تفکر سیستمی میگوییم “همه چیز بهم پیوسته است” در واقع یک اصل حاکم بر جهان را پذیرفته ایم. پس جهان بینی در نگاه و تفکر سیستمی از شکل خطی به یک مجموعه پویا، دارای هرج و مرج، بهم پیوسته و دارای روابط و حلقه‌های مرتبط مبدل میشود.

2- سنتز (Synthesis):

بطور کلی، منظور از سنتز، ترکیب دو یا چند چیز برای ایجاد یک چیز جدید است. وقتی صحبت از تفکر سیستمی میشود، هدف، سنتز کردن است. سنتر دقیقاً بر خلاف تجزیه و تحلیل است. در تجزیه و تحلیل سعی میشود تا مؤلفه‌های قابل اندازه گیری کشف و تجزیه شود اما در سنتز، ترکیبی دیدن پدیده‌ها برای پدیدآوری یک پدیده دیگر مورد توجه است. تحلیل متناسب با جهان بینی مکانیکی و کاهنده است. این کاهندگی در جهانی رخ میدهد که به بخش‌های مختلف تقسیم میشود.

اما همه سیستم‌‌ها پویا و غالباً پیچیده هستند. بنابراین ما نیاز به یک رویکرد جامع‌تر برای درک پدیده‌ها داریم. سنتز در مورد درک کل و قسمت‌ها بطور همزمان، همراه با روابط و ارتباطاتی است که پویایی کل را تشکیل میدهد. به بیان دیگر منظور از سنتز در تفکر سیستمی، توانایی دیدن همبستگی میان پدیده‌ها است.

3- خروجی (Emergence)

میدانیم که از منظر سیستم، چیزهای بزرگ‌تر از بخش‌های کوچک‌تر پدیدار میشوند. در واقع خروجی نتیجه طبیعی چیزهایی است که به یکدیگر میرسند. در انتزاعی‌ترین مفهوم، خروجی، توصیف مفهوم چگونگی ظهور زندگی از عناصر بیولوژیکی فردی با روش‌های متنوع و منحصر بفرد است.

خروجی، نتیجه همکاری بخش‌ها است. همکاری ای که غیر خطی و بر اساس خود سازماندهی است و در توصیف “خروجی” میگوییم که خروجی نتیجه چیزهایی است که با یکدیگر در تعامل هستند. (در تعالیم الهی معتقدیم که این سازماندهی و هوشمندی پدیده‌ها توسط خداوند حکیم صورت گرفته است. به بیان دیگر هوشمندی و ارتباط پدیده‌ها مخلوق خالق حکیم است. در اینجا تضادی میان تعالیم الهی با تفکر سیستمی وجود ندارد.)

به عنوان یک مثال ساده، برف، خروجی عوامل محیطی و عناصر بیولوژیکی است. هنگامی که درجه حرارت مناسب باشد، ذرات آب به اشکالی زیبا در اطراف یک مولکول مانند یک نطفه شکل میگیرند و برف خروجی چند پدیده در ارتباط مستقیم و نیمه مستقیم است.

4- حلقه‌های بازخورد (Feedback Loops)

از آنجایی که همه چیز به هم پیوسته است، عناصر یک سیستم در جریان بازخورد، بازتاب و اثرگذاری بر روی هم هستند. زمانی که نوع و پویایی بازخوردها و اثرگذاری‎‌های میان سیستمی را بشناسیم میتوانیم در میان یک سیستم مداخله کنیم.

دو نوع اصلی از feedback loops وجود دارد که شامل بازخوردهای تقویت کننده و بازخوردهای متعادل کننده است. آنچه میتواند برای انسان گیج کننده باشد، شناخت بازخوردهای تقویت کننده است. مثلاً رشد جمعیت جلبک‌ها بصورت تصاعدی در یک حوضچه، یک لوپ بازخوردی تقویت کننده است که شناخت بازخوردهای میان سیستمی آن دشوار است.

حلقه‌های بازخوردی متعادل کننده اما عناصر درون سیستم را متعادل میکنند. به عنوان مثال رابطه میان سیستم شکارچی با طعمه دارای یک حلقه متعادل کننده است. در همین رابطه اگر شکار بیش از حد صورت بگیرد یا اصلاً شکار نباشد، همین لوپ به یک لوپ تقویت کننده تبدیل میشود.

5- علت

درک حلقه‌های بازخوردی به قبول و شناخت رابطه علیت منجر میشود. علیت چگونگی باعث شدن یک چیز در یک سیستم پویا به یک چیز دیگر است. (همه سیستم‌ها پویا هستند و دائماً به نوعی در حال تغییر هستند؛ این جوهره حیات است.)

علت گرایی به عنوان یک مفهوم در تفکر سیستمی این است که بتواند چگونگی تأثیر پدیده‌ها بر یکدیگر در یک سیستم را رمزگشایی کند. درک علیت منجر به ایجاد دیدگاه عمیق‌تر در حلقه‌های بازخورد و اتصالات و روابط میان اجزای سیستم میشود. این درک و شناخت میتواند برای نقشه برداری سیستم‌ها به ما کمک کند.

درباره رابطه علیت در سیستم‌ها این نکته وجود دارد که علت‌ها ممکن است علت تامه یک معلول نباشد و هر پدیده علت چندین معلول باشد و یا هر معلول از چندین علت نشأت گیرد.

6- نقشه برداری سیستم‌ها (Systems Mapping)

نقشه برداری سیستم‌ها یکی از ابزارهای مهم در تفکر سیستمی است. روش‌های بسیاری برای نقشه برداری وجود دارد. این روش‌ها شامل نقشه برداری خوشه‌ای آنالوگ، تجزیه و تحلیل بازخوردها و … میشود. با این حال، اصول اساسی و شیوه‌های نقشه برداری سیستم‌ها یک اسلوب بین المللی دارد.

نقشه برداری سیستم‌ها به بیان ساده شامل درک روابط علت و معلولی و نیز بازخوردهای میان اجزایی در سیستم‌ها میشود. نتیجه این نقشه برداری، ساخت و شکل گیری بینش‌های مختلف در مورد سیستم‌ها میشود که زمینه مداخله در سیستم‌ها را فراهم میکند.

جهت ثبت نام در دوره MBA و DBA دانشکده مدیریت دانشگاه تهران میتوانید بر روی این (لینک) کلیک کرده یا با شماره 02122136764 جهت مشاوره و ثبت نام تماس گیرید.

منبع: medium.com

نویسنده: محسن بیاتی

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *