از گرگ وال استریت تا ضررهای میلیونی در بورس، مقصر کیست؟

shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
از گرگ وال استریت تا ضررهای میلیونی در بورس، مقصر کیست؟

داستان سرمایه‌ گذاری در بورس ایران در سال ۹۹ برای بسیاری غم انگیز و گاهی فاجعه آمیز بود. بورس ایران طی سالهای ۹۷ تا پایان ۹۸ رشد بسیار خوب و پایداری را تجربه کرد. بسیاری از افراد سود خوبی از بازار گرفتند و به امید سالی خوب ۹۹ را شروع کردند. اوایل سال بود که دولت متوجه وجود بازار سرمایه شد. رئیس جمهور در گفتگوهای مختلفی به اهمیت بورس اشاره کرده و صندوق دارا یکم هم برای ورود به بازار تشکیل شد.

همه خوشحال بودیم که بالاخره دولت هم پشت بورس آمد و ۹۹ را به قول خودمان می ترکونیم! در واقع هم سال ۹۹ با رشد خیرکننده و تاریخی بورس شروع شد و تا اواخر بهار همه خوشحال بودند و حتی پدربزرگهایمان هم اندک پس‌ اندازشان را به بورس می آوردند. با خرید فملی، فولاد، خودرو صد البته شستا همه از عملکرد بورس راضی بودیم و چشم به افق‌های روشنتری هم داشتیم. اما افسوس که این افق‌های خیلی زود قرمز شدند.

تابستان خونین بورس

هیچکس تصور چنین رشد خیره کننده‌ای را نداشت. در این شرایط هر سهمی را که می‌خریدی حداقل ۱۰۰ درصد بازده را داشت. همه تبدیل شده بودند به وارن بافت ایران و تحلیلگر بازار سرمایه. اگر نگاهی به شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های تخصصی بورس می‌انداختی عکس پروفایل ۵۰ درصد کابرها گرگ، وال استریت یا تلفیقی از این دو مفهوم بود.

همه چارت می‌کشیدند و خوشحال بودند و به صدای اندک متخصصان بورس که از این رشد افسارگسیخته نگران بودند گوش نمیداند (خود نویسنده هم جز این گرگ‌ها شده بود 🙂 ). طمع اکثر سهامداران خرد باعث شده بود که بعضا تمام دارایی‌های خود را به بورس بیاورند و به امید سودهای نجومی وارد فاز تاریخی اصلاح شاخص شدند.

خیلی از اصلاح شاخص حرف نمی‌زنم. انقدر دردناک بود و انقدر سرمایه‌ها دود شد که صحبت کردن از آن فقط تازه کردن داغ دل مردم است. اما این بین یک سوال بزرگ مطرح است. درست است که اصلاح بخشی از طبیعت بازارهای سرمایه است ولی مقصر اصلی ضررهای ۵۰ تا ۷۰ درصدی سهامداران خرد آیا فقط خودشان بودند؟

هر کسی مسئول معاملات خودش است

این جمله در نگاه اول کاملا منطقی جلوه می‌کند. هرکسی مسئول سرمایه خودش است و قبل از ورود به بازار سرمایه باید آموزش‌های لازم را ببیند تا در بورس متضرر نشود. هیچکس منکر این واقعیت نیست که قبل از ورود به بورس باید آموزش دیده باشید و تمام زندگی‌تان را در بورس سرمایه‌گذاری نکنید. ولی یک نقد بزرگ به این بی ‌تفاوتی نسبت به ضررهای بزرگ سهامدار خرد وارد است.

روزی که دولت شروع به حمایت از بورس کرد سهام شرکت‌های دولتی تا چندین برابر ارزش ذاتی‌شان رشد کردند یا شاید هم رشد داده شدند! ایرانخودرو را در نظر بگیرید که در مقطعی ارزش بازارش از شرکت رنو هم فراتر رفته بود. آیا فقط سرمایه‌گذار خرد با اشتباهش باعث رشد ارزش شرکتی شدند که بعد از سالها سابقه حتی توانایی تولید یا تامین گیربکس اتوماتیک را برای خودروهایش ندارد و خودروهای خارج از رده را با کمک رانت دولتی به قیمت‌های فضایی به مردم می‌فروشد و همچنان میلیاردی ضرر می‌سازد؟آیا رواست که همه تقصیر را گردن ناآگاهی سهامدار خرد بیاندازیم که قیمت این خودروساز را از مزدا هم فراتر بردند؟

کمی غیر منطقی به نظر می‌رسد. اگر تجربه سرمایه‌گذاری در بورس را داشته باشید با اصطلاح حقوقی آشنا هستید. شرکت‌ها وقتی در بورس ثبت می‌شوند به عنوان کاربر حقوقی می‌توانند در بازار خرید و فروش انجام بدهند و آمار معامله آنها با معاملات افراد حقیقی جداست. همچنین همه ما دامنه نوسان ۵ درصدی و مرحله پیش‌گشایش در بورس را می‌شناسیم که (مثلا) برای جلوگیری از هیجان و متضرر شدن سهامدار در بازار ایران وجود دارد. کافی است قبل از شروع ساعت معاملات به نحوه سفارش‌گذاری‌ها نگاه کنید. وقتی بزرگان سهم قصد داشته باشند سهم رشد کند (فارغ از فاکتورهای بنیادی و حتی تکنیکال) در مرحله پیش‌گشایش شروع به سفارش‌گذاری و شکل‌دهی صف خرید می‌کنند. سهامدار حقوقی به دلیل تعداد بالای سهمش می‌تواند صف‌های میلیونی تشکیل دهد و سهامدار خرد هم به هوای آن در صف قرار می‌گیرد. نتیجه چه می‌شود؟ شرکتی با ضررهای میلیاردی قیمتش در عرض چند ماه ۴ برابر می‌شود.

ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند بالاخره حباب قیمتی می‌ترکد. اما درست قبل از اینکه حباب بترکد باز هم حقوقی‌ها دست به کار شده و حالا در سمت فروش فعال می‌شوند. نکته جالب توجه اینجاست که تجربه نشان داده این کدها دسترسی‌هایی دارند که سهامدار خرد آن را ندارد. بارها شده که سهامداران اعتراض می‌کنند که وقتی در صف فروش سفارش‌گذاری می‌کنند بدون توجه به ساعتی که سفارش می‌گذارند همیشه در انتهای صف میلیونی قرار می‌گیرند.

در تابستان قرمز بورس ایران حقوقی‌ها نه تنها وظیفه بازارگردانی خود و حمایت از سهم را انجام ندادند بلکه بی‌رحمانه سهم‌هایشان را به قیمت‌های فضایی به فروش رساندند و باعث شدند قیمت بسیاری از سهمها ۵۰ و حتی ۷۰ درصد کاهش پیدا کند.

به این نکته توجه کنید که انتقاد ما به بالا رفتن قیمت سهما نیست. حتی ما به فروش حقوقی‌ها هم اعتراضی نداریم. هر کسی مسئول سرمایه خودش است اما وقتی زمین بازی برای بعضی‌ها محیاتر است و بعضی‌ها دسترسی‌های ویژه‌ای دارند مشکل ناعدالتی خودش را نشان می‌دهد. وقتی یک حقوقی می‌تواند با تعداد بالای سهمش از محدودیت‌های بازار مثل دامنه نوسان و مرحله پیشگایش روی سهم اثر روانی بگذارد و در انتها هم هر وقت دلش خواست در صفهای فروش (بازهم با دسترسی‌های ویژه) سهامش را بفروشد، داد سهامدار خرد بلند می‌شود.

تغییر قوانین و نظارت بیشتر

همیشه باید اشتباهات رخ بدهند تا قوانین اصلاح شوند. خوشبختانه سازمان بورس هم نظارتش را روی معاملات بیشتر کرد. امروز وقتی وارد اکانت کاربری بورس خودتان می‌شوید باید آیین‌نامه‌های جدید را قبول کنید. سفارش‌گذاری در پیش‌گشایش محدودتر شده و قدری از مشکلات این مرحله (که به نظر می‌رسد جز دردسر و گمراهی فایده دیگری ندارد) حل شده است. اما تا رسیدن به یک بازار حرفه‌ای راه زیادی داریم. همچنان دامنه نوسان ۵ درصدی منجر به هیجان بیشتر و ترس و طمع در بازار می‌شود. مرحله پیش‌گشایش همچنان باعث تغییر روند در سهام می‌شود. قوانین توقف سهم برای تغییرات ۲۰ و ۵۰ درصدی وقتی که سهام سقوط می‌کند اعمال نمی‌شود و فقط وقتی بازار صعودی است سهمها متوقف می‌شوند. همچنین ناظر بازار به سلیقه خودش بعد از پایان وقت بازار خبرهای تاثیرگذار را منتشر می‌کند. مثلا چند وقتی بود که دامنه نوسان برخی سهمها ۱۰ درصدی شده بود. ناظر بعد از پایان بازار و بدون خبر قبلی به سهامدار خبر تغییر دامنه نوسان به ۵ درصدی را مخابره کرد که باعث اصلاح ۲۰ تا ۳۰ درصدی این سهمها به خاطر همین تغییر بود.

اگر می‌خواهیم بازار سرمایه‌مان حرفه‌ای باشد باید از تجربه سایر بازارها در کشورهای دیگر درس بگیریم. اصلاح اشتباهات در قانون‌گذاری می‌تواند در جلب اعتماد مردم به بازار سرمایه و بهبود عملکرد شرکت و در نهایت اقتصاد کشورمان تاثیر به سزایی داشته باشد.

نظر شما چیست؟ تجربه شما از سرمایه‌ گذاری در بورس چطور است؟

یک دیدگاه :

  1. با درود همانطور که در مطالبتان‌ اشاره کردید ، بازار سرمایه دچار یک بی‌ عدالتی وحشتناکی‌ است که مخصوصا‌ حقوقی ها به شکل ساحرانه‌ای‌ بازار رو به هر سمتی‌که متمایل‌ باشند‌ می‌برند و حقیقی ها عین‌ فرزند‌ نامادری‌ باید با مهارت ومرارت و مشقت‌ چیزی از این بازار در بیاورند‌.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *