چطور استعفا از شغل پردرآمد و راه‌اندازی استارتاپ زندگی‌ام را نابود کرد

shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
چطور استعفا از شغل پردرآمد و راه‌اندازی استارت‌آپ زندگی‌ام را نابود کرد

دراین مقاله بخشی از داستان زندگی علی مسه را می‌خوانید. علی سالها در صنعت مشاوره فعالیت می‌کرد و در یکی از شرکت‌های بسیار مطرح مشاوره مدیریت کار می‌کرد. در ادامه بخشی از پست بلاگ این کارآفرین را مطالعه می‌کنیم.

بالاخره آن پیامکی که منتظرش بودم به دستم رسید. پیامکی که زندگی من را تغییر داد.

من در یکی از شرکت‌های بسیار مشهور مشاوره مدیریتی کار می‌کردم. درآمدم بسیار بالا بود. راننده شخصی داشتم و سفرهای کاری‌ام شامل سفر با هواپیماهای لاکچری و اقامت در هتل‌های ۵ ستاره بود.

من روزی ۲۰ ساعت کار می‌کردم و تنها فرصت خوابم ۳-۴ ساعت بود. زندگی من از دور بسیار خوب و زیبا به نظر می‌رسید اما تحمل این زندگی برای من غیرممکن شده بود. حس می‌کردم برده یک سازمان بسیار بزرگ شده‌ام. نه می‌توانم بخوابم نه درست غذا بخورم و نه هیچ تفریحی داشتم.

به محض اینکه پیامک را دریافت کردم از شغلم استعفا دادم. اولین گام در مسیر کارآفرینی. اما این مسیر به این سادگی‌ها هم نبود.

اولین کارم این بود که به مادرم زنگ زدم. “سلام مامان. از کارم استعفا دادم. میخوام استارتاپ خودم راه‌ بندازم”. برای یک مادر کمالگرا که همیشه من را مجبور به درس خواندن در بهترین کالج‌ها کرده بود این بدترین خبر ممکن بود. طی دورانی که استارتاپم را راه انداختم مادر من همیشه با جملاتی کنایه‌آمیز از من می‌پرسید که “خب از بیزینست چه خبر؟!! درآمدت بهتر شده؟!”

اما فقط خانواده‌ام نبود که در این فرایند به من فشار وارد کرد. دوستان من هم به محض اینکه متوجه شدند که از کارم استعفا داده‌ام کم کم از من فاصله گرفتند. البته حمایت دوستانم را داشتم ولی در واقع به تدریج از جمع آنها خارج شدم.

پول پول و پول

وقتی قدم در مسیر کارآفرینی می‌گذارید فقط فشارهای خانوادگی و دوستان شما را اذیت نمی‌کند. حسابم با سرعتی که باورش را نمی‌کردم خالی شد. کمبود پول به قدری من را اذیت کرد که حتی مجبور شدم از نامزدم هم پول قرض بگیرم.

امروز

امروز که این مقاله را می‌نویسم ۲ سال از این تجربیاتم می‌گذرد. حالا در سواحل تایلند مشغول آفتاب‌ گرفتن هستم. تمامی این سختی‌ها تمام شدند و استارتاپ من هم به موفقیت رسید. اما دنیای کارآفرینی انقدرها هم آسان نیست. اگر شما هم قصد راه‌اندازی یک کسب و کار جدید را دارید بهتر است قبل از شروع به کار به این سوالات پاسخ بدهید:

۱. آیا برای یک فشار بزرگ اجتماعی آماده هستید؟

اگر خانواده یا دوستان کارآفرین ندارید احتمالا آنها نمی‌توانند شما را به عنوان یک کارآفرین درک کنند. بنابراین باید آماده باشید که یک فشار اجتماعی بزرگ را هنگام راه‌اندازی یک استارتاپ تحمل کنید.

خود من قبلا در مورد آنچه که دیگران درباره من فکر می‌کنند بسیار حساس بودم. به همین خاطر هم اوایل راه‌اندازی کسب و کارم فشار فوق‌العاده زیادی را تحمل کردم. حتی بعد از اینکه به موفقیت رسیدم هم سعی کردم به سرعت آن را به دیگران اطلاع بدهم. اما در نهایت متوجه شدم که زندگی من برای دیگران اهمیت چندانی ندارد.

اگر شما هم مثل گذشته من به افکار دیگران اهمیت زیادی قائل می‌شوید به شما یک توصیه دارم. زندگی کنید. من که دیر شروع کردم. شما فرصت را از دست ندهید.

۲. آیا همسر حمایت‌گری دارید؟

اگر متاهل هستید حتما مطمئن شوید که همسرتان شما را به درستی درک می‌کند. کارآفرینی بسیار مشکل است. هر روز میلیون‌ها کار مختلف در ذهن شما می‌چرخد و اگر همسر شما نتواند این حجم از فشار را درک کند احتمالا به رابطه شما ضربه خطرناکی وارد می‌شود.

۳. آیا اندازه خرج یک سال پول نفد دارید؟

خوب است. این مقدار را ضرب در سه کنید. پس‌انداز شما در این مدت خیلی سریعتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنید تمام می‌شود. هزینه‌های پنهانی زیادی وجود دارد که حتی فکرش را نمی‌کنید. هزینه وکیل، هزینه‌های شرکت و… . بنابراین احتمالا باید در آپارتمان کوچکتری زندگی کنید، غذاهای ارزانتری بخورید، سفر نروید و… . پس برنامه‌ریزی داشته باشید.

۴. آیا حاضرید از خواب‌تان بزنید؟

کارآفرین‌ها برای اینکه هفته‌ای ۴۰ ساعت کار نکنند، ۸۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. زمانیکه من کار روی استارتاپم را شروع کردم فکر می‌کردم که قرار است یک زندگی رویایی داشته باشم. اما ساعتهای خوابم تغییر خاصی نکرد. البته تفاوت کم خوابی من در این بود که اوایل کار به دلیل ذوق و اشتیاقی که برای ایده‌ام داشتم شب‌ها کمتر می‌خوابیدم تا صبح هر چه سریعتر دوباره شروع به کار کنم. این فرایند اوایل برایم لذت‌بخش بود اما کم کم این شب‌های بی‌خواب بازدهی من را کاهش داد.

کارآفرین‌ها برای اینکه هفته‌ای ۴۰ ساعت کار نکنند، ۸۰ ساعت در هفته کار می‌کنند.

بنابراین گول عکس‌های قشنگ از کارآفرینان را نخورید. راه رسیدن به موفقیت طولانی و خسته‌کننده و بسیار سخت است.

۵. تعریف‌تان از موفقیت چیست؟

هر کسی تعریفی از موفقیت دارد. برای بسیاری پول اولین اولویت است. برای بعضی مشهور شدن. با توجه به تعریف شما از موفقیت میزان تلاش شما هم در دنیای کارآفرینی تغییر خواهد کرد. همیشه این جمله از ارنست همینگوی را به یاد داشته باشید:

خوب است که جاده انتهایی داشته باشد. اما خود مسیر از هدف مهمتر است.

کارآفرینی دنیای پر رنج و تلاشی است. فشار کارآفرینی می‌تواند زندگی شما را مختل کند ولی هر وقت احساس ناامیدی کردید به این جمله فکر کنید:

اگر رویای‌ خودتان را نسازید کس دیگری شما را استخدام می‌کند تا آن را بسازد.

نویسنده: پوریا سلک غفاری

منبع: medium.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *